آشیانهای تهیدست مرامرغ دستان تو پٌر می سازند
آه مگذار که دستان مرااعتمادی که بدستان تو دارد بفراموشی بسپارد...
آه مگذار که مرغان سپید دستتآشیانهای پر از گرمی دستان مرا باز تهی بگذارد...
حمید مصدق