سلام به خداوندی که هستی را بسیار زیبا آفرید و رحمت را برای همه قرار داد...............................سلام به خداوند پر محبت بی منت < < یک با یک........ - شـمـیــــــلا
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یک با یک........ - شـمـیــــــلا
  •  RSS 
  • خانه
  • شناسنامه
  • پست الکترونیک
  • مدیریت وبلاگ من

  • موضوعات وبلاگ من

  • آهنگ وبلاگ من
    >


  • لوگوی وبلاگ من
    یک با یک........ - شـمـیــــــلا

  • لینک دوستان من

    شقایق
    الهه گل
    حوری آسمان
    فادیا
    عسل بانو
    تسنیم
    باران عشق
    رامیلا
    به نام خدا
    الهه امید
    بهشت
    یه آدم دیگه
    شخـص ثـالـث
    امید سرزمین امن خداوند
    موسیقی بودن
    هزار و یکشب غزل
    الهه دوستی
    دریا
    ترنم عشق

  • اوقات شرعی


  • مطالب بایگانی شده
    یادگاری شمیلا
    ...
    بهار 1387
    زمستان 1386
    پاییز 1386

  • اشتراک در خبرنامه

     


  • وضعیت من در یاهو
    یــــاهـو
  • یک با یک........

    نویسنده: شمیلا(یکشنبه 85/11/8 ساعت 1:24 عصر)

     

    یک اگر با یک برابر بود
    معلم پای تخته داد می زد
    صورتش از خشم گلگون بود
    و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان
    ولی آخر کلاسیها
    لواشک بین خود تقسیم میکردند
    و آن یکی در گوشه ای دیگر جوانان را
    ورق می زد
    با خطی خوانا بر روی تخته ای کز ظلمت تاریک
    غمگین بود
    تساوی را چنین نوشت: یک با یک برابر است
    از میان جمع شاگردان یکی برخاست
    همیشه یک نفر باید بپاخیزد...
    به آرامی سخن سر داد:
    تساوی اشتباهی، فاحش و محض است
    نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره شد و
    معلم مات برجا ماند
    و او پرسید: اگر یک فرد انسان واحد یک بود
    آیا باز یک با یک برابر بود؟
    سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
    معلم خشمگین فریاد زد  آری برابر بود
    و او با پوزخندی گفت:
    اگر یک فرد انسان واحد یک بود
    آنکه زر و زور به دامن داشت بالا بود
    و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد از زر داشت پایین بود
    اگر یک فرد انسان واحد یک بود
    انکه صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود
    وان سیه چهره که می نالید پایین بود
    اگر یک فرد انسان واحد یک بود
    این تساوی زیر و رو می شد
    حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
    نان و مال مفتخوران از کجا آماده می گردید
    یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟
    یک اگر با یک برابر بود
    پس آن که پشتش زیر بار فقر خم می شد
    یا که زیر ضربت شلاق له می شد...
    معلم ناله آسا گفت:
    بچه ها در جزوه خویش بنویسید:
    که یک با یک برابر نیست...

    خسرو گلسرخی 

     



    نظرات دیگران ( )